شبکه های اجتماعی

چگونه یک گفت و گو را کنترل کنیم؟

  • 9 ارديبهشت 1397
  • 341
  • 0

حرف زدن و داشتن یک گفت و گوی خوب برای همه ما اهمیت بسیاری دارد و از طرفی دیگر دوست داریم گفت و گو ها را کنترل کنیم و آنطور که می خواهیم پیش ببریم.اما شاید درست نمی دانیم که چطور می توانیم یک گفت و گو را کنترل کنیم و همیشه در این  مورد دچار مشکل می شویم.حالا می خواهیم ببینیم چطور می توانیم این کار را انجام دهیم و آیا می شود کنترل کننده یک گفت و گو، ما باشیم؟

شاید باورتان نشود ولی کنترل کننده یک گفت و گو،شنونده است و نه گوینده!!!

شنونده است که می تواند کنترل یک گفت و گو را در دست بگیرد و نه کسی که حرف میزند.در مقاله زیر بیشتر در این مورد صحبت می کنیم و این مطلب را بیشتر باز می کنیم.در واقع اگر شما بر سوال هایی که می پرسید دقت کنید و ببینید که چه سوال هایی را دارید می پرسید، گفت و گو و حرف زدنِ گوینده را در دست خواهید گرفت و او در مورد مواردی که شما می خواهید، صحبت خواهد کرد و اگر شنونده خوبی باشید او را به ذوق می آورید تا بیشتر از آن چیزی صحبت کند که شما دوست دارید و در واقع به این گفته شاعر می رسیم که :

 

مستمع صاحب سخن را بر سر کار آورد

                                       غنچه خاموش،بلبل را به گفتار آورد

 

 

 چگونه یک گفت و گو را کنترل کنیم؟

 

 

 

در برخورد با اشخاص توجه به دو نکته اهمیت بسیار دارد:

 1. اشخاص بیش از گوش دادن به صحبت کردن علاقه مندند.

2. کسی که گوش فرا می دهد کنترل گفت وگو را به دست دارد.

 نکته نخست کاملا مشخص است و برای اثبات آن به توضیحی نیاز نداریم. اما نکته دوم کمی پیچیده تر است و به نظر می رسد به توضیحات بیشتری نیاز داشته باشد. دلیل ما که می گوییم شخصی که گوش می دهد رشته کلام را در دست دارد این است: کسی که گوش می دهد در حکم راننده اتومبیل است. کسی که حرف می زند در حکم موتور اتومبیل است که نیروی انگیزه را ایجاد می کند. اما کسی که گوش می کند، پشت فرمان نشسته و بنابراین تصمیم می گیرد که از نیروی موتور برای حرکت در چه مسیری استفاده کند. گوش فرا دهنده با طرح سؤالات بجا و با ارائه رهنمودهای منطقی و حساب شده می تواند جریان گفت وگو را در جهت دلخواه خود هدایت کند.به مثال زیر توجه کنید:

 

 

گوینده: کاری که باید بکنیم این است که گروه رضا را وارد بازاریابی بکنیم تا برنامه ای برای غربِ شهر تدارک ببینیم.

 

شنونده: نظریه جالبیست. می توانی دقیقا به من بگویی که چگونه می توانیم فروش کل منطقه را افزایش دهیم؟

 

گوینده: بله حتما قبل از هر کار باید..... و غیره.

 

 

 

و یا مثالی دیگر برای کنترل گفت و گو:

 

 

گوینده: می خواهم کاری کنم تا دیگر با مشکلِ بی پولی مواجه نشوم.

 

شنونده: جداًااا، بسیار عالی است و خیلی از این گفته خوشحالم.چه تدبیری برای این کار داری؟

 

گوینده: درست نمی دانم فعلاً دارم به شدت در موردش فکر می کنم.

 

شنونده: عالی است.مطمئنم برایش راهی پیدا خواهی کرد. راستی به نظرت، برای مهمانی فردا چه کسانی را دعوت کنیم؟

 

 

 

البته در این مورد باید حساس باشید و بی مورد سوال نپرسید که باعث ناراحتی فرد شود و احساس کند برای حرفش اهمیت قائل نیستید.گاهی باید کمی صبر کنیم و آرام آرام بحث و گفت و گو را به سمتی که می خواهیم، ببریم.

 

شنونده در عین حال می تواند با طرح سؤالات مورد نظر خود، به روشن شدنِ مطلب و یا با تغییر مسیر دادن به آن کمک کند:

 

 

- آیا این به معنای آنست که ...... ؟

- دقیقاً منظورت چیست که می گویی..... ؟

 

 

 راه دیگر، خلاصه کردن کلام گوینده به زبان خویشتن است:

 

 

- تا جایی که من از حرفهای تو استنباط میکنم این است که ..... ، آیا درست فهمیده ام ؟

- منظورت را این طور فهمیدم که ما باید ...... ،آیا درست است؟

 

 

خلاصه کردن کلام گوینده به زبان خود نه تنها روشی عالی برای گوش دادنِ پویاست، بلکه روشی است که گوینده را تشویق می کند تا مطالب بیشتری را مطرح سازد.

راه دیگری برای تشویق گوینده به صحبت بیشتر، در مقام موافق و حرف زدن است. وقتی به صورت کلامی با گوینده حرف می زنید، در واقع او را تقویت می کنید، بنابراین به افزایش احتمال ادامه سخن او کمک می کنید، اگر می خواهید مخاطب شما، حرفش را کوتاه کند، به جای اینکه به او بگویید که بیش از این حرف نزند، می توانید دست کم به دو روش سخنِ او را کوتاه کنید:

می توانید یا سکوتِ مطلق اختیار کنید و یا در مقام مخالفت با او حرف بزنید.

هرکدام از این دو روش را که مورد استفاده قرار دهید، شرایطی فراهم می سازید تا او برای سخنانِ خود مخاطب دیگری بجوید.

منظور ما از سکوت در اینجا این است که به هیچ وجه نسبت به حرفهای او واکنش نشان ندهید و هم به لحاظ کلامی و هم حالات چهره، سکوت اختیار کنید.

به اعتقادِ رفتارگرایان، سکوت کامل اختیار کردن، نوعی «خاموش سازی» است که نقطه مقابل تقویت یک رفتار به خصوص است. ثابت شده است خاموش سازی مؤثرترین روش حذف یک رفتار است که در مقایسه از مجازات کردن نیز قدرتمندتر است. به همین دلیل است که تقویت نکردن یا واکنش نشان ندادن، حتی از مجازات جسمانی ترسناک تر است. یکی از اشتباهات بارز والدینی که می خواهند کودک پرسروصدای خود را ساکت کنند این است که در مقام مجازات او برمی آیند اما مجازات کردن آنها دقیقاً عکس نتیجه ای را که انتظار دارند حاصل می کند. به عبارت دیگر آنها با مجازات کردن فرزند خود رفتاری را که قصد برطرف کردن آن را دارند تشدید می کنند. به نظر می رسد که مراقبت تنبیهی از کاری صورت ندادن مهمتر است. بنابراین اگر می خواهید کسی سکوت اختیار کند به او بی تفاوتی و یا بی توجهی نشان دهید. مطمئن باشید که رفتار او ادامه نخواهد یافت.

 

 

چگونه یک گفت و گو را کنترل کنیم؟

 

 

روش موثر دیگر برای به سکوت کشاندن اشخاص و تنها گذاردن شما، مخالفت کردن است. این کار، ضدِ هَمگام شدن و ایجاد ارتباط مؤثر است. در آغاز ممکن است مخاطب خود را به مجادله و کشمکش دعوت کنید، اما اگر به اندازه کافی مداومت به خرج دهید، مخاطب شما سرانجام از رو می رود و شخصِ دیگری را برای صحبت انتخاب می کند. برای اغلب ما یافتن کسانی که با نقطه نظرِ ما موافق باشند، از اهمیتِ خاصی برخوردار است. اغلبِ ما تمایل داریم که اشخاصِ مخالف خود را کنار بگذاریم.

سکوت اختیار کردن و در مقام مخالفت حرف زدن، البته اقدام مؤثر است.اغلبِ اوقات، اگر به طرف مقابل خود بگویید که تا همین اندازه برای شما کافیست، او را به سکوت می کشانید.

 

 

چگونه یک گفت و گو را کنترل کنیم؟

به اشتراک بگذارید

امتیاز شما به این مطلب

تعداد امتیازها: 1

نظرات کاربران

شما هم میتوانید نظر خود را در رابطه با این مطلب برای ما ارسال نمایید.

برای ارسال نظر باید عضو سایت باشید، اگر قبلا در سایت ثبت نام کرده اید اینجا را کلیک کنید.

captcha Refresh

مطالب مرتبط

نماد اعتماد درگاه Pay.ir